قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ

 

 

صفحه نخست

 

ایمیل ما

 

آرشیو مطالب

 

طراح قالب

   
 
 
 

تبلیغات

برای سفارش تبلیغ کلید کن



 
 
 
 


» قلم نت

»

 


 
  شمع
  نوشته شده در چهارشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸۸ و ساعت ٩:٤۳ ‎ق.ظ

 

زن و شوهری بعد از سالیانی که از ازدواجشون می گذشت در حسرت داشتن فرزند به سر می بردند. با هرکسی که تونسته بودند مشورت کرده بودند اما نتیجه ای نداشت، تا این که به نزد کشیش شهرشون رفتند.
پس از این که مشکلشون رو به کشیش گفتند، او در جواب اون زوج گفت: ناراحت نباشید من مطمئنم که خداوند دعاهای شما رو شنیده و به زودی به شما فرزندی عطا خواهد نمود. با این وجود من قصد دارم به شهر رم برم و مدتی در اون جا اقامت داشته باشم، قول می دهم وقتی به واتیکان رفتم حتما برای استجابت دعای شما شمعی روشن کنم.
زوج جوان با خوشحالی فراوان از کشیش تشکر کردند. قبل از این که کشیش اون جا رو ترک کنه، بازگشت و گفت: من مطمئنم که همه چیز با خوبی و خوشی حل می شه و شما حتما صاحب فرزند خواهید شد. اقامت من در شهر رم حدود 15 سال به طول خواهد انجامید، ولی قول می دم وقتی برگشتم حتما به دیدن شما بیام.
15 سال گذشت و کشیش دوباره به شهرش بازگشت. یه نیمروز تابستان که توی اتاقش در کلیسا استراحت می کرد، یاد قولی افتاد که 15 سال پیش به اون زوج جوان داده بود و تصمیم گرفت یه سری به اونا بزنه پس به طرف خونه اونا به راه افتاد. وقتی به محل اقامت اون زوجی که سال ها پیش با اون مشورت کرده بودند رسید زنگ در را به صدا در آورد.
صدای جیغ و فریاد و گریه چند تا بچه تمام فضا رو پر کرده بود. خوشحال شد و فهمید که بالاخره دعاهای این زوج استجابت شده و اونا صاحب فرزند شده اند.
وقتی وارد خونه شد بیشتر از یه دوجین بچه رو دید که دارن از سر و کول همدیگه بالا میرن وهمه جا رو گذاشتن رو سرشون و وسط اون شلوغی و هرج و مرج هم مامانشون ایستاده بود.
کشیش گفت: فرزندم! می بینم که دعاهاتون مستجاب شده... حالا به من بگو شوهرت کجاست تا به اون هم به خاطر این معجزه تبریک بگم.
زن مایوسانه جواب داد: اون نیست... همین الان خونه رو به مقصد رم ترک کرد.
کشیش پرسید: شهر رم؟ برای چی رفته رم؟
زن پاسخ داد: رفته تا اون شمعی رو که شما واسه استجابت دعای ما روشن کردین خاموش کنه!
__________________




کلمات کلیدی :

 

نوشته شده توسط قلم نت

نظرات ()


 

مطالب پیشین

 

» دیگر پرواز .....
» آدمی و تغذیه
» انسان بی قرار،جهان بی قرار
» وسعت دید
» بایدها و نبایدهای عزاداری در سیره معصومان
» میلاد
» او با توست ....
» محدود می شوم
» کویر
» خدمت جناب احمدی نژاد به پابرهنه ها!





 
  آرشیو مطالب
 

 

» امرداد ٩٥  

 

» خرداد ٩٤  

 

» فروردین ٩٤  

 

» آبان ٩۳  

 

» دی ٩٢  

 

» تیر ٩٢  

 

» خرداد ٩٢  

 

» اردیبهشت ٩٢  

 

» اسفند ٩۱  

 

» بهمن ٩۱  

 

» دی ٩۱  

 

» آذر ٩۱  

 

» آبان ٩۱  

 

» مهر ٩۱  

 

» اردیبهشت ٩۱  

 

» فروردین ٩۱  

 

» اسفند ٩٠  

 

» بهمن ٩٠  

 

» شهریور ٩٠  

 

» امرداد ٩٠  

 

» تیر ٩٠  

 

» خرداد ٩٠  

 

» اردیبهشت ٩٠  

 

» فروردین ٩٠  

 

» اسفند ۸٩  

 

» بهمن ۸٩  

 

» دی ۸٩  

 

» آذر ۸٩  

 

» آبان ۸٩  

 

» شهریور ۸٩  

 

» خرداد ۸٩  

 

» اسفند ۸۸  

 

» بهمن ۸۸  

 

» دی ۸۸  


 
  صفحات وبلاگ 
 

 

» پروین اعتصامی ،محبوب من  

 

» Muhammad Khaira Khalqillah Lyrics  


 
  دیگر امکانات
 

  RSS 2.0  



       

Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by ghalamnet
This Template  By Theme-Designer.Com