قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ

 

 

صفحه نخست

 

ایمیل ما

 

آرشیو مطالب

 

طراح قالب

   
 
 
 

تبلیغات

برای سفارش تبلیغ کلید کن



 
 
 
 


» قلم نت

»

 


 
  اردک ها در آب غرق می شوند...
  نوشته شده در جمعه ۱٢ آذر ۱۳۸٩ و ساعت ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ

 



۱- چند وقت قبل خبری شنیدم مبنی بر اینکه شرکت توانیر (شرکتی وابسته به وزارت نیرو) تندیس بلورین خود را به فیلمی داده است که از بیشترین نور طبیعی برای ساختن فیلم خود استفاده کرده است! در بین این همه اختلاف و نظرات متفاوتی که در جشنواره های مختلف جهان وجود دارد انتخاب توانیر هم انتخابی قابل احترام است یک راه تازه برای انتخاب بهترین فیلم!


۲- «خفاش کوچولو جیغ کشید: آهای ! لطفا یکی کلید تاریکی را بزنه من از روشنایی دارم زهره ترک می شم! شل سیلور استاین!»


شاید شما هم داستان آن پسر را شنیده باشید که دلش برای اردکی که کثیف بود و پرهایش چرب شده بود سوخت. او را به حمام برد و پرهایش را با مهربانی و دقت با اب و صابون شست. باقی داستان در دام یک درامای غم انگیز گرفتار می شود. حدس بزنید وقتی اردک معصومانه و براساس غریزه وارد آب می شود چه اتفاقی می افتد!او به داخل آب رفت اما برنگشت!نتیجه ی داستان ساده است :« هیچ وقت آنچه برای خود می پسندی برای همه نپسند!»


۳- قوانین عمومی که ریشه در تفکرات سنتی(به معنای تاریخی) دارند گاهی مثل همان شستن پرهای اردک می مانند که اگر چه تلاش می کنند انسان را به بهشت برین برسانند اما به زعم پوپر راه به جهنمی همچون آشویتس خواهند داشت!بی توجهی به زمینه و موقعیت باعث صدور احکامی فله ای می شود که نتیجه ای ندارد جز غرق شدن غم انگیز اردکی که چربی پرهایش از بین رفته و باید در بهترین مکان زندگی اش بمیرد!




۴- در داستان سفر به شرق اثر هرمان هسه ما با نوعی دیگر از اردک روبروییم! تصورات ما از گناه و اتهامات گاهی بسیار با آنچه دیگران تصور می کنند فاصله دارد. راوی داستان که عضو مجمعی به نام سفر به شرق است شروع به نوشتن داستانی به نام سفر به شرق کرده و در آن داستان برخی از اسرار را بیان می کند. او در دادگاه متهم می شود و مجازاتش این است که داستان سفر به شرق را بنویسد اما این بار با همه ی رازهایش و حتا بایگانی مخفی مجمع در اختیارش قرار می گیرد! جرم او اینست که می پندارد می توان حقیقت را نوشت در حالی که حقیقت همیشه چهره های گوناگونی دارد که او متوجه آنها نیست. راوی سفر به شرق از نوشتن داستان ناامید می شود چرا که می فهمد نوشتن همه ی روایت های مجمع امکان پذیر نیست. بزرگترین گناه آدمی این است که خود را محق بر زندگی اردک ها بداند.



۵- کودک داستان ما در شستن اردک گناه کار نیست اما اگر ما او را گناه کار ندانیم چه کسی مسئول کشته شدن هزاران انسان در آشویتس و ماتهائوزن و جنگ ویتنام و کوزوو خواهد بود؟گناه بزرگ این است که ما نگاه خود را تنها نگاه صحیح و قطعی بدانیم بدون در نظر گرفتن موقعیت و تفاوت های سایرین! این ایرادی است که می توان به آن دسته از تفکرات سنت گرایان وارد دانست که در ارجاعاتشان به متون، جایی برای تاویل(هرمنوتیک) قائل نیستند. آنها ! تنیجه این می شود که در جامعه ی سنت گرایان (بنیادگرایان؟) جایی برای دگراندیشان نمی ماند. آنها همواره باید منتظر الطاف متعصبین از اطراف و اکناف بوده یا نگاهی به آسمان داشته باشند تا عذاب الهی آن ها را در بر گیرد. عذابی که همچون سنگ ها ابابیل بر سرشان نازل می شود.


۶-داستانی از کتاب شیخ اشراق(شیخ شهاب الدین سهروردی) در حکم پایانی است بر این نوشته! این داستان که متن کامل آن در کتاب لغت موران آمده است به این صورت آغاز می شود که : کبوتری با خفاشان درگیر می شود. خفاشان او را دستگیر می کنند و بعد از ساعت ها بحث در مورد چگونگی کشتن او به این نتیجه می رسند که باید او را به سخت ترین شکل نابود کنند. آن ها به این نتیجه می رسند که با توجه به اینکه هیچ عذابی سخت تر از مجاورت خورشید نیستبهتر است او را در صبح بیرون بیاندازند تا چشمانش بسوزد و در آفتاب بمیرد!



۷- اردک سعی کرد روی آب بایستد اما با پاک شدن چربی های پرهایش در اب فرو می رفت. او در دریا غرق شده بود در همان جایی که دوستش می داشت. هنوز مدت چندانی از مرگ عین القضات نمی گذشت شاید صدسالی از مرگ حلاج گذشته بود . به تازگی کتابخانه ی رکن الدین عبدالسلام را به آتش کشیده بودند و او را به دلیل جرم بزرگی که انجام داده بود( یعنی نوشتن کتابی در زمینه فلسفه) به زندان افکنده بودند. خفاشان جمع شدند تا مرگ شیخ سهروردی را نظاره کنند . شیخ اشراق باید به سوی خورشید می رفت . کتاب تاریخ که بسته شد پسر بچه نتیجه ی بزرگی گرفته بود. اردک ها می توانند در آب غرق شوند!


به نقل از یکی بود یکی نبود




کلمات کلیدی :تعارف، حقیقت، دروغ

 

نوشته شده توسط قلم نت

نظرات ()


 

مطالب پیشین

 

» دیگر پرواز .....
» آدمی و تغذیه
» انسان بی قرار،جهان بی قرار
» وسعت دید
» بایدها و نبایدهای عزاداری در سیره معصومان
» میلاد
» او با توست ....
» محدود می شوم
» کویر
» خدمت جناب احمدی نژاد به پابرهنه ها!





 
  آرشیو مطالب
 

 

» امرداد ٩٥  

 

» خرداد ٩٤  

 

» فروردین ٩٤  

 

» آبان ٩۳  

 

» دی ٩٢  

 

» تیر ٩٢  

 

» خرداد ٩٢  

 

» اردیبهشت ٩٢  

 

» اسفند ٩۱  

 

» بهمن ٩۱  

 

» دی ٩۱  

 

» آذر ٩۱  

 

» آبان ٩۱  

 

» مهر ٩۱  

 

» اردیبهشت ٩۱  

 

» فروردین ٩۱  

 

» اسفند ٩٠  

 

» بهمن ٩٠  

 

» شهریور ٩٠  

 

» امرداد ٩٠  

 

» تیر ٩٠  

 

» خرداد ٩٠  

 

» اردیبهشت ٩٠  

 

» فروردین ٩٠  

 

» اسفند ۸٩  

 

» بهمن ۸٩  

 

» دی ۸٩  

 

» آذر ۸٩  

 

» آبان ۸٩  

 

» شهریور ۸٩  

 

» خرداد ۸٩  

 

» اسفند ۸۸  

 

» بهمن ۸۸  

 

» دی ۸۸  


 
  صفحات وبلاگ 
 

 

» پروین اعتصامی ،محبوب من  

 

» Muhammad Khaira Khalqillah Lyrics  


 
  دیگر امکانات
 

  RSS 2.0  



       

Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by ghalamnet
This Template  By Theme-Designer.Com