زیباترین باغ

 

 
" در باغ خداوند"

در میان جمع تنها نشسته بودم
که سخن خداوند به من رسید
همان دم چشم های تاریک من فروغ یافت
و شعله ای از آتش بر دهان من نهادند

اکنون می خندم و نعره می زنم
که چقدر زندگی خوب و زیباست
اگرچه پای مرا در راهی خلوت و خاموش نهاده اند
به شادی جمع را ترک می گویم

تا در باغ خویش گشت و گذار کنم
و در این گردش 
دستهایم را از میوه ها و گلها پر می کنم
و با دلی پرنشاط به خورشید سلام می کنم

که سرتاسر باغ را برافروخته است
همراه بادها می روم
که بوی خوش گل و یاسمن را
تا گرداب ها با خود می برند

سرانجام به جائی می رسم که یاسهای بلند می رویند
و چهره های خود را چون قدیسان سفیدرو به سوی خدا می کنند
و هنگامی که یاسها به نماز و نیایش می آیند
من نیز با آنها بر زمین زانو می زنم

زیرا خود را در پرستشگاه قدس الهی می یابم


/ 1 نظر / 16 بازدید
بی انصاف!!!

سلام ادم اینقدر بی انصاف؟ اقای روحانی کلید ساز الان اومد و همه چی رو درست کرد؟ لیاقت خیلی از ادما همین حسن روحانی ترسو و زبون بازه