سینه پر درد - غزل

 

 

کشم از سینه ی پر درد خود آهی

که ندیدم به سر کوی تو راهی

به کجا درد برم گر تو نباشی

چه شود گر تو کنی نیم نگاهی

شده کارم همه شب باده گساری

نشد عمرم سپری جز به تباهی

گر چه شرمنده ام از بار گناهان

نظری کن به من غمزده گاهی

دل من گشته اسیر تو و عشقت

بدهم در ره تو هر چه بخواهی

به ره وصل تو ای سرو دل آرا

نشود مانع من نهی مناهی

کاشف از طعنه ی رندان نهراسد

نشود پیش تو پنهان پر کاهی

گوشه چشمی بنما بر من سائل

منم از خیل گدایان و تو شاهی

(جواد چاوشی)

/ 0 نظر / 13 بازدید