مناجات

 

الهی! بر هر که داغ محبت خود نهادی، خرمن وجودش را به باد نیستی در دادی.

الهی! همه آتش ها بی محبت تو سرد است و همه نعمتها بی لطف تو درد است.

الهی! مخلصان به محبت تو می نازند و عاشقان به سوی تو می تازند. کار ایشان تو بسزکه

دیگران نسازند، ایشان را تو نواز که دیگران ننوازند.

الهی! محبت تو گلی است محنت و بلا خار آن، آن کدام دل است که نیست گرفتار آن.

الهی! از هر دو جهان محبت تو گزیدم و جامه بلا بریدم و پرده عافیت دریدم.

یارب ز شراب عشق سرمستم کن                    وز عشق خودت نیست کن و هستم کن

از هرچه بجز عشق خودت تهی دستم کن           یکباره به بند عشق پا بستم کن

 

/ 3 نظر / 22 بازدید
محمد آبی دل

درود ! نمیدونم چرا ! ولی با اینکه به خیلی چیزا بی اعتقادم ولی هیچ وقت از مناجات های خواجه عبدالله عنصاری سیر نمیشم^^

محمد آبی دل

دقت کردید انصاری رو اشتباه نوشتم :دی ^^

مجنون

سلام گرامی بسیار زیبا و قابل توجه بود. متشکرم.