نوعی دیگر از هوش

 

اگر هوش را ظرفیت سازگاری با موقعیت جدید قلمداد کنیم آن گاه اخلاق، ظرفیت سازماندهی ارزشی به این موقعیت را پوشش خواهد داد. از این رو «هوش اخلاقی» می‌تواند گستره و ژرفای توانمندیهای فکری و عاطفی را در همه مراحل و ابعاد زندگی نمایان ساخته و نیکی و نیک خلقی را پدید آورد.


-اما تا چه اندازه موضوع رشد اخلاقی در کنار رشد هوشی مورد توجه قرار می‌گیرد؟ 
-تا چه اندازه رابطه بین فرایندهای ذهنی با فرایندهای عاطفی در زندگی هر فرد مطالعه و ارزیابی می‌شود؟  
-آیا به همان اندازه که افراد نگران «هوش منطقی»  خود هستند به همان اندازه نسبت به «هوش اخلاقی»  حساسیت دارند؟


به نظر می‌رسد پاسخ به این پرسشها منفی باشد. زیرا نگاه تک ساحتی به تربیت ن موجب شده است سایر ابعاد وجودی آنها نادیده گرفته شود. بسیاری از افراد  «آموزش» می‌بینند اما اندکی از آنها «پرورش» می‌یابند؛ بسیاری از افراد  درسها و نصایح اخلاقی را فرا می‌گیرند اما اندکی از آنها به منش اخلاقی و کردار معنوی دست می‌یابند؛ بسیاری از افراد مراحل رشد ذهنی را به سرعت طی می‌کنند اما اندکی از آنها موفق به طی کردن «مراحل رشد اخلاقی» می‌شوند؛ بسیاری از افراد  مهارتهای حل مسئله را در مدرسه یاد می‌گیرند، اما اندکی از آنها توان حل مشکلات خود را در زندگی دارند. 


پس برای آنکه بین این ابعاد رابطه معنی دار برقرار شود باید «تحول اخلاقی» به موازات «تحول شناختی» در فرد پرورش یابد و «پایگاه عاطفی قلب» به میزان «پایگاه شناختی مغز» مورد توجه قرار گیرد و این مهم بدون پرورش رفتار و ارزشهای اخلاقی یا به عبارت بهتر «هوش اخلاقی» امکان پذیر نخواهد بود.
 

نویسنده: جواد پوریا

بوتیمار قدری دخل و تصرف در مقاله ی فوق داشته  که محتوا عموم را مخاطب قرار دهد . 

/ 0 نظر / 3 بازدید