پروا و پرهیز

 پروا و پرهیز همچون پوشاک تن است:

 پوشاک چند خاصیت دارد:

 1- زینت انسان است.

 2- حافظ انسان از گرما و سرما و مجروح شدن و خراشیدگى بدن است.

3- پوششى براى عیوب است.

 این سه خصوصیت براى لباس معنوى یعنى پروا نیز متصور است:

1-هم زینت صاحبان پزوا است، 

2-هم انسان را از مصائب و لغزشگاهاى زندگى مى‏رهاند.

3- بالاخره عیب‏پوش انسان است، یعنى اگر عیبى هم در انسان باشد تحت‏الشعاع این خصلت قرار میگیرد.

و اما ما،اگر پرهیز کردیم از هوای نفس از خالق هستی طلبکار نشویم که هر آنچه کنیم خدمت به خود است و نگاه بازاری و طلبکارانه ی ما چون اینست که  بیمار در اثر خوردن دوائى که دکتر تجویز کرده و بهبودى یافته، نزد دکتر برود و از او جایزه بخواهد و بر سرش منت گذارد، که: من دواها را خوردم و درمان شدم، اى غافل، دکتر باید بر سرت منت گذارد، که: ترا از چنگال بیمارى و مرگ نجات داد نه تو نسبت به او. 

  پروا عقل را در کشف حقیقت یاری می‌کند، همان طور که پرداختن به هواهای نفس ممکن است حجابی بر دیدۀ حقیقت بین انسان بیفکند. مولوی به اثر پرهیز و پروا در «بستن دست هوی» و «گشودن دست عقل» اشاره کرده است. 

ز بعد وقت نومیدی امیدیست...... به زیر کوری اندر سینه دیدیست
نبینی نور چون دانی تو کوری...... سیه نادیده کی داند سپیدیست
قرین صد هزاران نقش و معنی...... نهان تصریف سلطان وحیدیست
که جنباننده این نقش و معنی‌ست...... چو بادی رقص‌های شاخ بیدیست
مشو نومید از دشنام دلدار...... که بعد رنج روزه روز عیدیست
که یبقی الحب ما بقی العتاب ......که هر نقصی کشاننده مزیدیست
رها کن گفت به از گفت یابی...... یقین هر حادثی را خود ندیدیست 

/ 2 نظر / 24 بازدید
مجنون

سلام گرامی ممنونم مطلب زیبا و دلنشینی بود. پروا و پرهیز پوششی است که هیچگاه کهنه نمی شود. درزی شو و بدوز ز پرهیز پوششی کاین جامه جامه ایست که خلقان نمی شود آز و هوی که راه بهر خانه کرد سوخت از بهر خانۀ تو نگهبان نمیشود همواره موفق و موید باشید

مرتضی

عالی عالی بود کاش من آنرا داشتم؟[ناراحت]