ژرف ترین نکات حیات آدمی یعنی سیر روحانی

 

 

کدبانویی مقداری نخود درون دیگی پرجوش می ریزد تا غذایی گوارا بپزد. نخودها با زبان حال از غلغل آب می نالند، اما آن بانو به نخودها دلداری می دهد که این محنت را تحمل کنید که اگر بدین جوش و غلیان صبر آرید خامی شما به پختگی، دگر شود و برخوان کریم آدمیان نهاده شوید و بعد از هضم به مرتبه انسانی می رسید. این زبان حال و سرگذشت انسان است. او باید مراحل شناخت بصیرت را یکی پس از دیگری در نوردد تا مقام والای انسان را تحقق بخشد، و جان مایه اصلی اندیشه مولوی نیز مردن و شدن، ملازمه دائمی فنای فی الله و بقای باالله است.
در این تمثیل نخود در هر لحظه ای که می جوشد، صدها خروش بر سر دیگ بر می آورد و با کدبانو می گوید:
که چرا آتش به من در می زنـــی ------- چون خریدی چون نگونم می کنی؟!
اما کدبانو می گوید: اگر این محنت ها را تحمل کنی، به جای رسیدن به نعمتهای مورد انتظار به خود منعم خواهی رسید و در این زمان است که همه نعمتها بر تو رشک خواهد ورزید. اگر دل آگاه تو از این گفتارهای تلخ من پرخون شود، تلخی های درونی تو مبدل به شیرینی خواهد شد، محتویات درونی تو آنگاه مانند عسل شیرین می شود که سرکه ای در آن بریزند. مولوی می افزاید:
ای نخود می جوش اندر ابتــلا ------- تا نه هستی و نه خود ماند ترا
سالک نیز باید چنان در دیگ پرجوش و خروش ابتلا بجوشد که وجود موهوم او بکلی محو و فانی شود. لذا در نظر مولوی هر کس که تحمل خود را در مقابل بلایا و مصایب از دست دهد، راهی به درگاه فاخر کمال نخواهد داشت و برعکس، تحمل شداید، موجب کمال و رسیدن به درجات عالی خواهد بود.

 

/ 3 نظر / 23 بازدید
مجنون

سلامی گرم تقدیم شما بسیار زیبا و عالی شهید آوینی می گوید: عاشقان عاشق بلایند. دُرّ حیات در احتجاب صدف عشق است و آن را جز در اقیانوس بلا نمی توان یافت؛ در ژرفای اقیانوس بلا. عاشقان غواصان این بحرند و اگر مجنون نباشد، چگونه به دریا زنند؟

محمد آبی دل

سلام^_^ زیبا بود و پر معنی! قبولش دارم... موفق باشید[گل]

شهریار

اما آن بانو به نخودها دلداری می دهد که این محنت را تحمل کنید که اگر بدین جوش و غلیان صبر آرید خامی شما به پختگی، دگر شود عالیییییییییییی