حیات و کمال

عشق به عدالت، بدون عشق به حیات، خیالی بیش نیست. من هرگز به پند و اندرز و شعر و اصطلاح بافی کسی که نتوانسته است حیات را شایسته عشق معرّفی کند، ولی می خواهد عدالت را معشوق انسان ها قلمداد کند، گوش فرا نخواهم داد. زیرا عشق به عدالت یا هر چیز دیگر، پدیده ای از لذّت را در بر دارد که جالب ترین خواسته خودمحوری است؛ در صورتی که حیات به معنای واقعی ، فوق خودخواهی و خودمحوری می باشد، زیرا حیات واقعی که در یک فرد به جریان می افتد، با حیات دیگران نیز مشترک است ، و اساسی ترین مختصّ حیات ، تعدیل و تصعیدِ خودمحوری به سود انسان محوری است که رو به کمال دارد. همان گونه که ملاحظه می شود، اشتراک با حیات دیگران و لزوم تعدیل و تصعید، با لذّت جویی سازگار نمی باشد.

/ 2 نظر / 3 بازدید
محمد آبی دل

قبولش دارم زیاد!

صدرا

متن زیبا و عمیقی انتخاب نموده اید اشارات باریکی داره موفق و سربلند باشید