زندگی

 زندگی با انتخاب ما معنا پیدا می کند .

زندگی انسان می تواند دارای معنا باشد و این مهم از سه طریق امکان پذیر است :

1- انجام کارهای ارزشمند

2- با تجربه های ارزشمند و والا

3- با تحمل رنج و درد

راه اول کاملا مشخص است و نیاز به توضیح ندارد از خلق آثار هنری تا ...

راه دوم یافتن معنای زندگی از راه تجربیات ارزشمند مانند برخورد با شگفتی های طبیعت ، فرهنگ و در سطح بالاتر درک و یافتن فردی دیگر یعنی بوسیله ی عشق .

عشق تنها شیوه ای ست که با می توان به اعماق وجود انسانی دیگر دست یافت هیچکس توان آن را ندارد مگر از راه عشق به جوهر وجودی انسانی دیگر آگاهی کامل یابد .

جنبه ی روحانی عشق است که ما را یاری می دهد تا صفات اصلی و ویژگی های واقعی محبوب را ببینیم و حتی چیری را که بالقوه در اوست و باید شکوفا گردد را درک کنیم . علاوه بر این عاشق به قدرت عشق توان می یابد که معشوق را در آگاه شدن از استعدادهای خود و تحقق بخشیدن به آنها یاری کند .

عشق عاملی پدیده زاد نیست که از غریزه ی جنسی مشتق شود حتی شکل اعتلا یافته ی غریزه ی جنسی هم نیست بلکه خود مانند غریزه ی جنسی پدیده ای اصلی و بنیادی ست .

میل جنسی آنجایی جایز و مقدس است که حامل و ناقل عشق باشد . عشق تنها اثر جنبی چنین میل جنسی نیست بلکه میل جنسی شیوه ای است برای ابراز نهایت همدمی و تعارضی که عشق طالب آنست .

و راه سوم رسیدن به معنای زندگی از طریق رنج ، انسان وقتی با وضعی اجتناب ناپذیر روبرو می شود یا با سرنوشتی تغییر ناپذیر روبروست مانند بیماری درمان ناپذیر یا ... این فرصت را می یابد که به عالی ترین ارزش ها و ژرف ترین معنای زندگی یعنی رنج کشیدن دست یابد .

درد و رنج بهترین جلوه گاه ارزش وجود انسان است و آنچه اهمیت بسیار دارد شیوه ی نگرش فرد نسبت به رنج است و شیوه ای که این رنج را به دوش می کشد .

به این گفته ی نیچه توجه فرمایید :

« هر کس چرایی زندگی را یافته است با هر چگونگی خواهد ساخت »

من در رنجها و سختی ها معنای زندگی را یافتم ولی صمیمانه آرزو می کنم شما از دو طریق دیگر معنای زندگی را دریابید .

راز و نیاز

/ 0 نظر / 7 بازدید