باده ی توحید




سحری بود و دلم مست گل آواز سروش
دیده پر اشک و لبم بسته و جانم به خروش
دلربا زمزمه ی بلبل شوریده به باغ
نرم نرمک غزل باد بهاری در گوش
شب مهتابی و بزم چمن از نقره سپید
ماه در جلوه چنان دختر مهتاب فروش
پی خوشبویی عالم همه جا پیک نسیم
شادمان پویه کنان عطر اقاقی بر دوش
دختر غنچه به خواب خوش و نرگس بیدار
بلبلان گرم غزلخوانی و گلهای خاموش
بانوی بید سر زلف برافشانده با باغ
شانه می زد همه دم با سحر بر گیسویش
شاخه یاقوت نشان بود ز بسیاری گل
قامت سرو هم از نسترنان مخمل پوش
عندلیبی به کنار گل و سرگرم نیاز
که ببین حال من و ناز به عاشق مفروش
روی گل در عرق شرم ز تشویش وصال
پر بگشاده ی بلبل ز دو سو چون آغوش
لاله ها ساغر لرزنده ی بلبل که بگیر
ارغوان ساقی پروانه ی لرزان که بنوش
رازها میشکفد از لب گل وقت سحر
روشن آن دل که به هر حال بود راز نیوش
نقش ها بلعجب و چهره ی نقاش نهان
جان عارف همه روشن ز تماشای نقوش
مست آن منظره ها بودم و دیوانه ی دوست
آن چنان مست که افتادم ورفتم از هوش 
سرخوش از باده ی توحید نخفتم تا صبح
کاشکی هر نفسم عمر برآید چون دوش
چه شب عمر فزایی همه مستی همه شور
چه بهاری چه هوایی همه لذت همه نوش
 

/ 3 نظر / 25 بازدید
رضا یاراحمدی

خدا نه! شکل انسان نه، جدا از رنگ‌ها، بوها ترا با خویش می‌سنجند دنیای ترازوها کتابی! آیه‌هایت هر ورق معنای خورشیدی است جهان آینه کور است و... تفسیر ارسطورها! نسیمی! بوی گندمزار در تو می‌دود هر دم نه! سودای شرابی در تو می‌رقصند، هندوها نماز سبز گلدان‌های نومیدی اجابت کن بیاری گل، بریزی عطر، در دستان شب بوها تو راز سر به مهر غنچه‌هایی ای بهار سبز بیا بگذار شیرین بگذرد اوقات کندوها قیامت در قیامت رستخیز شاعران هستی طرب در من ندارد رقص خلخال و النگوها کمان در دست ابروها، جهان دست پری‌روها خوشم با این هیاهوها، چه اشراقی است آن سوها!؟ طلسم دیر سال خاک شاید بشکند امشب که بر خود حرز می‌بندند اینجا سحر و جادوها پرستوها که برگردند فال عشق می‌گیریم پرستوها! پرستوها پرستوها پرستوها به من هم سر بزن

مجنون

سلام بسیا زیبا[گل] تولد تو، تولد امید بود. و انتظار تو بلوغ رنج، ما در بلوغ، به یأس رسیدیم ما در بلوغ رنج، به مرگ رسیدیم اما تو در بلوغ رنج و یأس و مرگ، بر دل ما نشستی. بلوغ رنج با تو به فریاد رسید. و اکنون انتظار تو، تولد اقدام است. ظلم سرشار تو را صدا زد. و تو ما را صدا زدی. ای زبان گویای خدا، اشاره های ما را بپذیر. که حجم فاجعه بر زبانمان نشسته است.

mmj

باسلام.از خضور و نظر شما سپاسگذارم باعث خوشحالیم شد