کمترین فایده ی عشق

 

 



راز این داغ نه در سجدة طولانی ماست
بوسة اوست که چون مهر به پیشانی ماست


شادمانیم که در سنگدلی چون دیوار
باز هم پنجره‌ای در دل سیمانی ماست


موج با تجربة صخره به دریا برگشت
کمترین فایدة عشق پشیمانی ماست


خانه‌ای بر سر خود ریخته‌ایم اما عشق
همچنان منتظر لحظة ویرانی ماست


باد پیغام رسان من و او خواهد ماند
گرچه خود بی‌خبر از بوسة پنهانی ماست
 

/ 2 نظر / 8 بازدید
مجنون

سلام بزرگوار همچون سایر سروده های ایشان بسیار زیبا هم دعا کن گره از کار تو بگشايد عشق هم دعا کن گره تازه نيفزايد عشق قايقی در طلب موج به دريا پيوست بايد از مرگ نترسيد، اگر بايد عشق عاقبت راز دلم را به لبانش گفتم شايد اين بوسه به نفرت برسد، شايد عشق شمع افروخت و پروانه در آتش گل کرد مي توان سوخت اگر امر بفرمايد عشق پيله ی عشق من ابريشم تنهايی شد شمع حق داشت، به پروانه نمی آيد عشق

سزار

گر حیات جاودان بی عشق باشد مرگ است لیک مرگ عاشقان باشد حیات جاودانی