پای لنگ فرهنگ

 

نوشتنم نمے آید، این را در ضرب آهنگ قلمم، تو خود حس خواهے کرد. دلم مےسوزد براے معصومانه نگاهِ سفید کاغذے خط دار که با هر تازیانه ے قلمم ، آثار کبودے بر گونه هایش ظاهر مے شود، و دم نمے آرد تا مبادا نم نمِ اشکے تنِ نحیفش را آزرده و مرطوب سازد.

دلم مے سوزد، این را به پاے اوضاع نابسامان فرهنگ مے گذارم. ناجوانمردانه نیست، سیمرغ به من مے گوید، آن سیمرغ بلورین، آن سیمرغ بلورین اهدایے فیلم فجر، آن فجر برآمده از آه مادران شهید، آن شهید غلطیده در خون، آن خونِ سرخ رنگِ گرم، که بر پیکر سیمرغ نشسته تا بلورینش کند. و تو امروز آن را در دست مسعود کیمیایے نا آرام مےبینے .


دلم مےسوزد، و این بار ناله ے سیمرغ بلند است و ما نیز شاهد تاراج ارزش هاے سرخ عاشوراییم. شوهرِ هنجره اے منحوس، همو که مےخواند روزگارے تاریک،روزگارِ خاموشے صوتِ قرآن. شوهرِ هنجره ے منحوس ، خفه مے کند سیمرغ را، سیمرغ فجر را، سے مرغے که هر مرغش را هزاران شقایق سرخ رها کرده بودند و حالا، او به یکباره گلوے سیمرغ را مےفشارد.


تنفسِ مصنوعے هم شاید به داد نابسامان اوضاع فرهنگ نرسد، کُما شاید تنها واژه اے باشد که چشم در چشمان این آشفته بازار ورشکستگان سیاسے دوخته است و او نیز در او فرو. و باز صداے قدم هاے مرتضے و لحن نگاه رازآمیزش در تو نقش مے بندد که " هنر و ادبیات چه بدانند و چه بدانیم و چه ندانند و ندانیم، عین پیکار است و هنر مگر چیست، جز تجلے حیات هنرمند و حضور او در جهان" .


دلم مےسوزد براے تک تکِ واژه هایــے که نه با پنهان مین هایے خوابیده در فکه، که در تهران بمباران شده اند با این همه ادعا، دلم مےسوزد براے بند بندِ این جمله که غریبانه به معراج مےرود :"دزدان، ما را به زنگوله اے سرگرم کرده اند و کاش ما پیش از آن که خانه مان غارت شود، از غفلت به در آیی.

/ 2 نظر / 4 بازدید
محمدعلی

با سلام بسیار زیبا بود. شهيد سید مرتضی آويني: اگر جشنواره فجر حقيقتاً مي خواهد سينماي ايران را در طريق كسب هويت حقيقي خويش مدد رساند، بايد افق حركت خويش را به خوبي بازشناسد و گام هاي خويش را آن چنان تنظيم كند كه در نهايت به اين آمال و آفاق منتهي شود. اگر آوینی زنده بود . . .

سپيدار

با سلام كامل و دلنشين بود به اميد روزي كه هزينه هاي كه صرف فرهنگ و ارشاد مي شود نتيجه بخش باشد . نه اينك به محض خارج شدن وزيران و مديران فرهنگي از مقام و قدرت لندن نشين شده و يا به اپوزيسيون تبديل گردند . مشگيل كشور ما در بسياري از زمينه ها اينست كه كاره بصورت سمبوليك و فرماليته انجام مي شود كه نمونه اش شايد جشواره هاي سينمايي باشد